خرید بک لینک

درباره سایت

10| شاخه ی عشق الهی

امکانات وب

یه خانوادهی عراقی تصادف کرده بودن و آورده بودنشون اورژانس. هرچی تلاش کردیم نه فارسی بلد بودن و نه انگلیسی و نمیشد باهاشون ارتباط گرفت. کلی تو اورژانس گشتیم تا آخرش یه آقایی که همراه بیمار بود اومد و گفت من عربی بلدم. با یه اعتماد به نفسی رو کرد به آقای مسن عرب زبان و شروع کرد به فارسی دست و پا شکسته حرف زدن که مثلا حاجی، دست دست، الم؟

برچسب: نویسنده: طاها محمودی تاريخ: يکشنبه 8 بهمن 1402 ساعت: 17:20

تنها نکتهی مثبتی که این بیمارستان داره، پاویون طبقهی هشته که به همهجای شهر دید داره.

برچسب: نویسنده: طاها محمودی تاريخ: يکشنبه 8 بهمن 1402 ساعت: 17:20

صفحه بندی